الشيخ ناصر مكارم الشيرازي

372

الأمثل في تفسير كتاب الله المنزل ( تفسير نمونه ) ( فارسي )

و به معنى مثل مىآيد جمله چنين معنى مىدهد : « همانند مثل او چيزى نيست » اين تكرار سبب شده كه بسيارى از مفسران « كاف » را زائده بدانند كه معمولا براى تاكيد مىآيد ، و در كلمات فصحاء فراوان است . ولى در اينجا تفسير لطيفترى وجود دارد و آن اينكه گاه گفته مىشود : مثل تو از ميدان حوادث فرار نمىكند ، يعنى مثل تو با اين شجاعت ، با اين عقل و هوش و درايت نبايد از ميدان حوادث بگريزد ( خلاصه كسى كه اوصاف تو را دارد بايد چنين و چنان باشد ) . در آيه مورد بحث نيز معنى چنين مىشود : مثل خداوند با اين اوصاف كه ذكر شد ، با اين علم گسترده و قدرت عظيم و بى پايان و . . . همانندى نخواهد داشت . اين نكته نيز قابل توجه است كه به گفته بعضى از ارباب لغت چند واژه داريم كه همه معنى « مثل » را مىرساند ، اما هيچكدام جامعيت مفهوم آن را ندارد : « ند » ( بر وزن ضد ) در جايى گفته مىشود كه فقط منظور شباهت در جوهر و ماهيت است . « شبه » در جايى كه تنها سخن از كيفيت در ميان است . « مساوى » تنها در موردى گفته مىشود كه بحث از كميت است . « شكل » در جايى به كار مىرود كه قدر و مساحت مطرح است . ولى « مثل » مفهوم گسترده و عامى دارد كه همه اين مفاهيم در آن جمع است ، لذا هنگامى كه خداوند اراده مىكند هر گونه شبيه و نظير را از ذات خود نفى كند مىفرمايد « * ( لَيْسَ كَمِثْلِه شَيْءٌ ) * » ( 1 ) .

--> ( 1 ) « مفردات راغب » ماده « مثل » .